کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۲۹۷ - یک دل به سر کوی تو آباد نیابند...

1

یک دل به سر کوی تو آباد نیابند

یک جان زخم زلف تو آزاد نیابند

2

از پس که گرفتار غمت شد همه دلها

آفاق بگردند و دلی شاد نیابند

3

روزی که روی مست و خرامان سوی بازار

در شهر یکی صومعه آبادنیابند

4

جان میکن و از بهر وفا دم مزن ای دل

کاین مزد زخوبان پریزادنیا بند

5

ناخورده خراشی ز سرتیشه هجران

سنگی به سر تربت فرهاد نیابند

متن شعر کپی شد.