کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۳۶۶ - دل خود چه متاعی است که از ما طلبد دوست...

1

دل خود چه متاعی است که از ما طلبد دوست

حقا که اگر جان طلبد زود برآید

2

زنهار که آن بند قباچست نبندی

کز نازکیش بخیه براندام برآید

3

او کرده ترش گوشه ابرو ز سر خشم

من منتظر لب که چه دشنام برآید

4

ای ساقی بدمست مزن تیغ که در تن

خون آن قدرم نیست که در جام برآید

5

آن را که بهشتی صفتی داغ نکردست

گر از نه دوزخ کشیش خام برآید

متن شعر کپی شد.