غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۳۶۹ - هنگام گلست باده باید...
1
هنگام گلست باده باید
ساقی و حریف ساده باید
2
گر غنچه گره بر ابرو افکند
پیشانی گل گشاده باید
3
ساقی برخیز و یار بنشان
کاین شسته و آن ستاده باید
4
جانست پیام اهل دل را
جانی که به کف نهاده باید
5
و آنگاه حریف ساده و مست
دردست من اوفتاده باید
6
خسرو ز بتان کرشمه بد نیست
معشوقه خود مرا ده باید