غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۳۸۲ - باد آمد و بویی ز نگارم نرسانید...
1
باد آمد و بویی ز نگارم نرسانید
پنهان سخنی از لب یارم نرسانید
2
فریاد من خسته رسانید به کویش
فریاد که در گوش نگارم نرسانید
3
افسوس که بگذشت همه عمر به افسوس
بخت آرزوی دل به کنارم نرسانید
4
ایام جوانی به سرزلف بتان شد
اقبال به سر رشته کارم نرسانید
5
چو بلبل دی با نفق سرد به مردم
ایام به گلهای بهارم نرسانید