غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۴۰۱ - دل ز تن بردی و در جانی هنوز...
1
دل ز تن بردی و در جانی هنوز
دردها دادی و درمانی هنوز
2
آشکارا سینه ام بشکافتی
همچنان در سینه پنهانی هنوز
3
ملک دل کردی خراب از تیغ ناز
واندرین ویرانه سلطانی هنوز
4
هر دو عالم، قیمت خود گفته ای
نرخ بالا کن که ارزانی هنوز
5
ما ز گریه چون نمک بگداختیم
تو ز خنده شکرستانی هنوز
6
جان ز بند کالبد آزاد گشت
دل به گیسوی تو زندانی هنوز
7
پیری و شاهدپرستی هم خوشست!
خسروا تا کی پریشانی هنوز؟