کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۴۰۸ - گر مرا با بخت کاری نیست گو هرگز مباش...

1

گر مرا با بخت کاری نیست گو هرگز مباش

ور به سامان روزگاری نیست گو هرگز مباش

2

هر خسی را از گلستان جهان گلها شگفت

گر مرا بوی بهاری نیست گو هرگز مباش

3

چهره زرین و سیمین سینه ترکان بستم

بازور سیمم شماری نیست گو هرگز مباش

4

آسمان وا راست دامان مراد ناکسان

گر مرا پیوند واری نیست هرگز گو مباش

5

غم خود ازعشقست گو در جان من جاوید باد

گر غم را غم گساری نیست هرگز گو مباش

6

عشق بازی با خیال یار هم شبها خوشست

باری ار بوس و کناری نیست گو هرگز مباش

7

مجلس عیشست و جز خسرو همه مستند اگر

ناکسی و نابکاری نیست گو هرگز مباش

متن شعر کپی شد.