غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۴۱۳ - رفت دل نیست روشنم حالش...
1
رفت دل نیست روشنم حالش
برو ای جان تو هم بدنبالش
2
هر که بر حال عاشقان خندد
گریه ای واجبست بر حالش
3
من مسکین نه مرد درد توام
کوه البرز و پشه حمالش !
غزل · امیرخسرو دهلوی
رفت دل نیست روشنم حالش
برو ای جان تو هم بدنبالش
هر که بر حال عاشقان خندد
گریه ای واجبست بر حالش
من مسکین نه مرد درد توام
کوه البرز و پشه حمالش !