کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۴۱۴ - آنکه از جان دو ستر میدارمش...

1

آنکه از جان دو ستر میدارمش

گر مرا بگذاشت من نگذارمش

2

آنکه در خون دل من تشنه است

من دو چشم خویش می پندارمش

3

گر چه هست او یار من من یار او

من کجا یارم که گویم یارمش

4

هیچ رحمی نیست بر بیمار خوش

آن طبیبی را که من بیمار مش

5

با دل خود گفتم او را چیستی ؟

گفت خسرو او گل و من خارمش

متن شعر کپی شد.