کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۴۱۷ - نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش...

1

نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش

سخن قند مگو با لب شکر شکنش

2

گر زند با دهنش بسته ز بی مغزی لاف

هر که بیند شکند بالب و دندان دهنش

3

ای صبا گوی زمن غنچه تر دامن را

چیست آن غنچه که پنهان شده در پیرهنش

4

دوش جستم ز دهانش خبر آب حیات

گفت باید طلبید ازلب شیرین منش

5

گر شور در غم تو چهره عاشق گاهی

باز گلگون کند از خون دل خویشتنش

6

زلف کج طبع تو هندوی بلا انگیز است

چشم سر مست تو ترکیست که یغماست فنش

7

روز و شب وصف رخ خوب تو گوید خسرو

تا چه طوطی است که ازآینه باشد سخنش!

متن شعر کپی شد.