غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۴۲۰ - تعالی الله چه دولت داشتم دوش...
1
تعالی الله چه دولت داشتم دوش
که بود آن بخت بیدارم درآغوش
2
خوش آن حالت که گاه گفتن راز
دهانم بود نزدیک بنا گوش
3
دو سه بار ای خیال یار با من
بگو خوابی که دیدستم شب دوش
4
فغان خسرو است از سوزش دل
بنالد دیگ چون زآتش کند جوش