کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۸ - ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما...

1

ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما

انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ

2

ای بحر پرمرجان من والله سبک شد جان من

این جان سرگردان من از گردش این آسیا

3

ای ساربان با قافله مگذر مرو زین مرحله

اشتر بخوابان هین هله نه از بهر من بهر خدا

4

نی نی برو مجنون برو خوش در میان خون برو

از چون مگو بی چون برو زیرا که جان را نیست جا

5

گر قالبت در خاک شد جان تو بر افلاک شد

گر خرقه تو چاک شد جان تو را نبود فنا

6

از سر دل بیرون نه ای بنمای رو کایینه ای

چون عشق را سرفتنه ای پیش تو آید فتنه ها

7

گویی مرا چون می روی گستاخ و افزون می روی

بنگر که در خون می روی آخر نگویی تا کجا

8

گفتم کز آتش های دل بر روی مفرش های دل

می غلط در سودای دل تا بحر یفعل ما یشا

9

هر دم رسولی می رسد جان را گریبان می کشد

بر دل خیالی می دود یعنی به اصل خود بیا

10

دل از جهان رنگ و بو گشته گریزان سو به سو

نعره زنان کان اصل کو جامه دران اندر وفا

متن شعر کپی شد.