کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۴۳۱ - سخت دشوار ست تنها ماندن از دلدار خویش...

1

سخت دشوار ست تنها ماندن از دلدار خویش

با که گویم حال تنها ماندن دشوار خویش

2

مرده را حسرت زمردن نیست هست از بهر آنکه

باز می گیرند زوهم صحبتان دیدار خویش

3

هر که روزی ناوکی خوردست او داند که چیست

درد مجروحی که نالد از دل افگار خویش

4

راز با دیوار هم گفتن نمی آرم ازانک

گوشها می بینم از هر سو پس دیوار خویش

5

گفته ای گه گه که خواهم کرد کارت را به هجر

کار من کردی و کردی ، عاقبت آن کار خویش

6

خسروا پهلوی من شین ساعتی دل ده مرا

زانکه دل می افتدم از گریه های زار خویش

متن شعر کپی شد.