غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۴۶۲ - دوش می رفت وآه می کردم...
1
دوش می رفت وآه می کردم
در پی او نگاه می کردم
2
هر دم از خون دیده در پی او
قاصدی رو به راه می کردم
3
شب همه شب ز دود سینه خویش
سرمه در چشم ماه می کردم
4
ناوک غمزه در دلم می زد
من دل خسته آه می کردم
5
گریه میکردم و به حالت خویش
خنده هم گاهگاه می کردم