کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۴۷۴ - عاشق شدم و محرم اینکار ندارم...

1

عاشق شدم و محرم اینکار ندارم

فریاد که غم دارم و غمخوار ندارم

2

آن عیش که یاری دهدم صبر ندیدم

وان بخت که پرسش کندم یار ندارم

3

بسیار شدم عاشق و دیوانه ازین پیش

آن صبر که هر بار بد این بار ندارم

4

یک سینه پر از قصه هجر است ولیکن

از تنگ دلی طاقت گفتار ندارم

5

چون راز برون نفتدم از پرده که هر چند

گویند مرا گر به نگهدار ندارم

6

جانا چودل خسته به سودای تو دارم

او داند و سودای تو من کار ندارم

7

خون ریز شگرفست لبت سهل نگیرم

مهمان عزیز است غمت خوار ندارم

8

مرگم زتو دور افگند اندیشه ام اینست

اندیشه این جان گرفتار ندارم

9

خون شد دل خسرو ز نگهداشتن راز

چون هیچ کسی محرم اسرار ندارم

متن شعر کپی شد.