غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۴۸۳ - یک زمان پیش من ای جان و جهانم بنشین...
1
یک زمان پیش من ای جان و جهانم بنشین
تا بدان خوش دلی از جان و جهان برخیزم
2
گفتیم باز من و باز سر جان برخیز
از تو نتوانم و لیک از سرجان برخیزم
3
از پس مرگ اگر بر سر خاکم گذری
بانگ پایت شنوم نعره زنان برخیزم