غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۴۸۴ - یکزمان پیش من ای جان و جهانم بنشین...
1
یکزمان پیش من ای جان و جهانم بنشین
تا بدان خوشدلی از جان وجهان برخیزم
2
گفتیم یاز من و یاز سر جان برخیز
از تو نتوانم ولیک از سر جان برخیزم
3
از پس مرگ اگر بر سر خاکم گذری
بانگ یایت شنوم نعره زنان برخیزم