غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۰۵ - گر خود سخن ززهره و از ما بشنوم...
1
گر خود سخن ززهره و از ما بشنوم
نبود چنان کزان بت دلخواه بشنوم
2
بیخوابیم بکشت و ه از من که هرشبی
بنشینم و فسانه آن ماه بشنوم
3
آواز ارغنون ندهد ذوقم آنچنان
کاوازپای اسب و تو ناگاه بشنوم
4
دل پاره های خون فگند همچو برگ گل
چون بوی تو زباد سحرگاه بشنوم
5
خود را کنم سپند و نخواهم ترا گزند
از عاشقان چو پردر تو آه بشنوم