غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۰۶ - باز آ که شهر بی تو تاریک و تیره باشد...
1
باز آ که شهر بی تو تاریک و تیره باشد
در شهر بی تو نتوان والله که در جهان هم
2
خواهی به دیده بنشین خواهی به سینه جاکن
سلطان هر دو ملکی این زان تست و آنهم
3
صد منت از تو بر من کز دولت جمالت
بد نام شهر گشتم رسوای مردمان هم