غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۰۷ - ببستی چشم من ز افسون زبان هم...
1
ببستی چشم من ز افسون زبان هم
دلم بردی نه تنها بلکه جان هم
2
خرابم می کنی از رخ ز لب نیز
ازینم میکشی جانا از آن هم
3
ز تیر تست ما را دعوی خون
گواهی میدهد دل آن کمان هم
4
ز بیداد تو خورسندم همه عمر
اگر خون ریزیم راضی بدان هم
5
برو ای باد بوسی زن بران پای
اگرچیزی نگوید بر دهان هم
6
بده ساقی که من مست و خرانم
بیاله خورده ام رطل گران هم
7
غمی دارم که باد از دوستان دور
به حق دوستی کز دشمنان هم
8
اگر افتد قبول این جان خسرو
به بوسی می فروشم رایگان هم !