غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۱۰ - تیغ بر گیر تاز سر برهم...
1
تیغ بر گیر تاز سر برهم
تیر بکشای کز نظر برهم
2
آشکارم بکش که تا باری
هم زسر هم ز درد سر برهم
3
با خودم جرعه ببخش از لب
تاازین عقل حیله گر برهم
4
بیتو دایم چگونه باید زیست
اگر از مرگ پیش تر برهم
5
گفتی ام ، خوش بزی و عشق مباز!
زنده از دست تو اگر برهم
6
جور کردی ، به آه رخصت ده
بو که از سوزش جگر برهم