غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۴۱ - زین بس من و جور عشق و تسلیم...
1
زین بس من و جور عشق و تسلیم
کزا مده سرکشید نتوان
2
غم سینه بسوخت چون توان کرد
خود پرده خود درید نتوان
3
بی یاری بخت کام دل نیست
بی پر به هوا پرید نتوان
4
ایوان مراد بس بلند است
آنجا به هوس رسید نتوان