غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۴۴ - با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن...
1
با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن
از بهر خوشی عمری اسباب توان کردن
2
آن طره به یک سو نه وز گوشه مه ما نا
شبهای سیاهم را مهتاب توان کردن
3
گر غمزه تو جوید شاگرد به خون ریزی
صد خضر و مسیحا را قصاب توان کردن