غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۴۵ - دل شکیبا نمی توان کردن...
1
دل شکیبا نمی توان کردن
واشکارا نمی توان کردن
2
سوخت جانم درون تن چکنم
برده بالا نمی توان کردن
3
گفتنی اندر دل تو پنهان کیست
آه پیدا نمی توان کردن
4
بخت بد به نگردد از کوشش
خار خرما نمی توان کردن
5
صبر گویند خسروا دانی
دانم اما نمی توان کردن