غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۵۴ - جان من از بی دلان آخر گهی یادی بکن...
1
جان من از بی دلان آخر گهی یادی بکن
ور به انصافی نمی ارزیم بیدادی بکن
2
شادمانیهاست از حسن و جوانی درسرت
شکر آنرا یک نظر در حال نا شادی بکن
3
هر شبی ماییم و تنهایی و زندان فراق
گر توانی از فرامش گشتگان یادی بکن