غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۵۵ - گفتم که نزد من نشین مگذار زارم اینچنین...
1
گفتم که نزد من نشین مگذار زارم اینچنین
تو نازکی و نازنین تنگ آیی از فریاد من
2
ای دل دران زلف دو تا می باش تسلیم بلا
کاسان نخواهد شد رها ازدام این صیاد من
غزل · امیرخسرو دهلوی
گفتم که نزد من نشین مگذار زارم اینچنین
تو نازکی و نازنین تنگ آیی از فریاد من
ای دل دران زلف دو تا می باش تسلیم بلا
کاسان نخواهد شد رها ازدام این صیاد من