غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۵۸ - امروز باز شکل دگر گشت یار من...
1
امروز باز شکل دگر گشت یار من
یادی نکرد از من و از روزگار من
2
صدره فتاده بر ره خویشم بدید وهیچ
رحمت نکرد بر دل امیدوار من
3
مردم در انتظار کناری وی و بخت بد
ننهاد آرزوی من اندر کنار من
4
ایزد کجات بهر هلاک من آفرید
ای آفت دل من وآشوب کار من
5
دشمن بدیدگریه خسرو دلش بسوخت
هرگز نگفتیش بس ای دوستدار من