کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۵۵۹ - وصیت میکنم گر بشنود ابرو کمان من...

1

وصیت میکنم گر بشنود ابرو کمان من

پس از مردن نشان تیر سازد استخوان من

2

زبان اوست ترکی گوی و من ترکی نمی دانم

چه خویش بودی اگربودی زبانش در دهان من

3

به شکر نسبت لعل لب جان پرورش کردم

برون کن از پس سر گر غلط کردم زبان من

4

اگر با ما سخن گویی ز روی مرحمت میگو

منم فرهاد سرگردا ن تویی شیرین زبان من

5

چنان از عشق می سوزد تنم در زیر پیراهن

که از بیرون پیراهن نماید استخوان من

6

مراد خسرو بی دل برآور یک زمان بنشین

که رحمی بر دلت آید ز فریاد و فغان من

متن شعر کپی شد.