غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۶۱ - باز آمد آنکه سوخته اوست ؟ جان من...
1
باز آمد آنکه سوخته اوست ؟ جان من
خون گشته از جفاش دل ناتوان من
2
هرچند بینمش هوسم بیش می شود
روزی در ین هوس رود البته جان من
3
ای مهر آرزوی زخسرو بتافتی
شرمت نیامد از من و اشک روان من