غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۸۶ - ای رفته و ترک من بد نام گرفته...
1
ای رفته و ترک من بد نام گرفته
وز دست وفای دگران جام گرفته
2
باز آمده ای تابنمایی و بسوزی
در شور میاور دل آرام گرفته
3
خونم مخور ای دوست که این باده غم آرد
چون دید توان آن رخ گلفام گرفته
4
دشنام مرا گفته بدی دوش و همه شب
من لذت آن گفتن دشنام گرفته
5
من دوزخی عقل و بسا دوزخی عشق
کو صد چو من سوخته را خام گرفته
6
ای گل چه زنی خنده ز نالیدن خسرو
کازرده بود بلبل در دام گرفته