غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۵۹۴ - به باغ سایه بیدست و آب در سایه...
1
به باغ سایه بیدست و آب در سایه
ازین سپس من و جانان و خواب در سایه
2
به بانگ نوش، مگر ساقیم کند بیدار
چو خفته باشم و مست و خراب در سایه
3
به سایه خفته بدم دی که یار آمد و گفت
چه خفته ای که رسید آفتاب در سایه
4
هوای گرم و تو نازک، برون مرو جانا
بنوش با من صهبای ناب در سایه
5
بگفت خسرو بگشای زلف تا شیند
حریف و مطرب و چنگ و رباب درسایه