غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۶۰۳ - آتش اندر آب هرگز دیده ای...
1
آتش اندر آب هرگز دیده ای
عنبر اندر تاب هرگز دیده ای ؟
2
چون دهان و لعل شور انگیز او
پسته و عناب هرگز دیده ای ؟
3
شد نقاب عارضش زلف سیاه
شام پر مهتاب هرگز دیده ای ؟
4
در صدف چون رشته دندان او
لولوی خوشاب هرگز دیده ای ؟
5
نرگسش درطاق ابرو خفته مست
مست در محراب هرگز دیده ای ؟
6
در غمش خسرو چو چشم خون فشان
چشمه خوناب هرگز دیده ای ؟