غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۶۰۴ - آمد بهار و سرو برآراست قامتی...
1
آمد بهار و سرو برآراست قامتی
گل بر کشید بهر طرب را علامتی
2
گردیده باد بر سرآن سرو جان من
گردان چو باد گرد برآن سرو قامتی
3
قد قامت الصلوه موذن زند به صبح
من نیم شب شوم به قد یار قامتی
4
هم خون عشقان گنهش را شفیع باد
چون نیستش ز کردن خونها ندامتی
5
ای پند گوی در گذر از پند بی دلان
دانی که مست را نبود استقامتی