کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۶۰۵ - بیکار دلی باشد کو را نبود دردی...

1

بیکار دلی باشد کو را نبود دردی

کاهل فرسی باشد کزوی نجهد گردی

2

دردی که بود از عشق جانم به فدای آن

خود جان نبود شیرین بی ذوق چنان دردی

3

شبها منم و شمعی هم سوخته و هم مست

گه مرده و گه زنده آهی و دمی سردی

4

شد وقت گل و روزی فریاد که ننشینی

یک دم چو گل سرخی در پیش گل زردی

5

زانگه که غمت در دل چون حرص بخیلان شد

دارم همه شب چشمی چون دست جوان مردی

6

گفتم که غمت آخر تا چند خورد خسرو

خندید که عاشق را به زین نبود خوردی

متن شعر کپی شد.