غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۶۰۷ - ای چهره زیبای تو رشک بتان آذری...
1
ای چهره زیبای تو رشک بتان آذری
هر چند وصفت می کنم در حسن از آن زیباتری
2
هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر
حوری ندانم ای پسر فرزند آدم یا پری؟
3
آفاق را گردیده ام مهر بتان ورزیده ام
بسیار خوبان دیده ام اما تو چیز دیگری
4
ای راحت و آرام جان با روی چون سرو روان
زینسان مرو دامنکشان کارام جانم می بری
5
عزم تماشا کرده ای آهنگ صحرا کرده ای
جان ودل ما برده ای اینست رسم دلبری
6
عالم همه یغمای تو خلقی همه شیدای تو
آن نرگس رعنای تو آورده کیش کافری
7
خسرو غریبست و گدا افتاده در شهر شما
باشد که از بهر خدا سوی غریبان بنگری