کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۶۱۵ - نو بهار است و گل و موسم عید ای ساقی...

1

نو بهار است و گل و موسم عید ای ساقی

باده نوش و گذر از وعد و وعید ای ساقی

2

روز محشر نبود هیچ حسابش به یقین

هر که در کوی مغان گشت شهید ای ساقی

3

گشت پیمانه چو تسبیح روان در کف شیخ

تا ز لعل تو یکی جرعه کشید ای ساقی

4

حاصل از عمر ندارد به جز از حسرت و درد

هر که عید است ز میخانه بعید ای ساقی

5

آنکه در کوی محبت قدم از صدق نهاد

دگر او پند ادیبان نشنید ای ساقی

6

بار ها کرده بدم توبه ز می باز مرا

چسم مست تو به میخانه کشید ای ساقی

7

زاهد از شرم تو دایم سر انگشت گزد

جز در میکده جایی مگرید ای ساقی

متن شعر کپی شد.