غزل · مولوی
غزل شماره ۵۰ - ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا...
1
ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا
بر من خسته کرده ای روی گران چرا چرا
2
بر دل من که جای تست کارگه وفای تست
هر نفسی همی زنی زخم سنان چرا چرا
3
گوهر نو به گوهری برد سبق ز مشتری
جان و جهان همی بری جان و جهان چرا چرا
4
چشمه خضر و کوثری ز آب حیات خوشتری
ز آتش هجر تو منم خشک دهان چرا چرا
5
مهر تو جان نهان بود مهر تو بی نشان بود
در دل من ز بهر تو نقش و نشان چرا چرا
6
گفت که جان جان منم دیدن جان طمع مکن
ای بنموده روی تو صورت جان چرا چرا
7
ای تو به نور مستقل وی ز تو اختران خجل
بس دودلی میان دل ز ابر گمان چرا چرا