کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۷ - مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را...

1

مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را

که صد فردوس می سازد جمالش نیم خاری را

2

مکان ها بی مکان گردد زمین ها جمله کان گردد

چو عشق او دهد تشریف یک لحظه دیاری را

3

خداوندا زهی نوری لطافت بخش هر حوری

که آب زندگی سازد ز روی لطف ناری را

4

چو لطفش را بیفشارد هزاران نوبهار آرد

چه نقصان گر ز غیرت او زند برهم بهاری را

5

جمالش آفتاب آمد جهان او را نقاب آمد

ولیکن نقش کی بیند بجز نقش و نگاری را

6

جمال گل گواه آمد که بخشش ها ز شاه آمد

اگر چه گل بنشناسد هوای سازواری را

7

اگر گل را خبر بودی همیشه سرخ و تر بودی

ازیرا آفتی ناید حیات هوشیاری را

8

به دست آور نگاری تو کز این دستست کار تو

چرا باید سپردن جان نگاری جان سپاری را

9

ز شمس الدین تبریزی منم قاصد به خون ریزی

که عشقی هست در دستم که ماند ذوالفقاری را

متن شعر کپی شد.