کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۰ - برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را...

1

برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را

خضر آمد خضر آمد بیار آب حیاتی را

2

عمر آمد عمر آمد ببین سرزیر شیطان را

سحر آمد سحر آمد بهل خواب سباتی را

3

بهار آمد بهار آمد رهیده بین اسیران را

به بستان آ به بستان آ ببین خلق نجاتی را

4

چو خورشید حمل آمد شعاعش در عمل آمد

ببین لعل بدخشان را و یاقوت زکاتی را

5

همان سلطان همان سلطان که خاکی را نبات آرد

ببخشد جان ببخشد جان نگاران نباتی را

6

درختان بین درختان بین همه صایم همه قایم

قبول آمد قبول آمد مناجات صلاتی را

7

ز نورافشان ز نورافشان نتانی دید ذاتش را

ببین باری ببین باری تجلی صفاتی را

8

گلستان را گلستان را خماری بد ز جور دی

فرستاد او فرستاد او شرابات نباتی را

9

بشارت ده بشارت ده به محبوسان جسمانی

که حشر آمد که حشر آمد شهیدان رفاتی را

10

شقایق را شقایق را تو شاکر بین و گفتی نی

تو هم نو شو تو هم نو شو بهل نطق بیاتی را

11

شکوفه و میوه بستان برات هر درخت آمد

که بیخم نیست پوسیده ببین وصل سماتی را

12

زبان صدق و برق رو برات مومنان آمد

که جانم واصل وصلست و هشته بی ثباتی را

متن شعر کپی شد.