کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۶۲۶ - چو کار جهان نیست جز بی وفایی...

1

چو کار جهان نیست جز بی وفایی

در و با امید و فا چند پایی

2

رها کن چرا می کنی قصر و ایوان

به جایی که نبود امید رهایی

3

بلند آفتابیست هر یک که بینی

بگرداند رو در هوای هوایی

4

اگر آدمی غرقه گردد به دریا

از ان به که با کس کند آشنایی

5

اگر چه بسی دردها هست ، لیکن

جداگانه دردی است درد جدایی

6

چو دیدی که هستی بقایی ندارد

ز هستی چه لافی درین لابقایی

7

مرو بهر مشتی درم نزد هر خس

مکن خدمت گاو چون روستایی

8

به جیب فلک خسروا دست در کن

بهر جا چو دو نان چه دامن گشایی؟

9

هر جا که لعلش در خنده آید

شکر ندارد آنجا بهائیی

10

هر لحظه دارد دل با خیالش

خوش گفتگویی خوش ماجرایی

متن شعر کپی شد.