کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۱ - دریاچه اشک

1

طبعم از لعل تو آموخت در افشانیها

ای رخت چشمه خورشید درخشانیها

2

سرو من صبح بهار است به طرف چمن آی

تا نسیمت بنوازد به گل افشانیها

3

گر بدین جلوه به دریاچه اشگم تابی

چشم خورشید شود خیره ز رخشانیها

4

دیده در ساق چو گلبرگ تو لغزد که ندید

مخمل اینگونه به کاشانه کاشانیها

5

دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمع

ای سر زلف تو مجموع پریشانیها

6

رام دیوانه شدن آمده درشان پری

تو به جز رم نشناسی ز پریشانیها

7

شهریارا به درش خاک نشین افلاکند

وین کواکب همه داغند به پیشانیها

متن شعر کپی شد.