کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۵ - نقش حقایق

1

ای چشم خمارین که کشد سرمه خوابت

وی جام بلورین که خورد باده نابت

2

خواهم همه شب خلق به نالیدن شبگیر

از خواب برآرم که نبینند به خوابت

3

ای شمع که با شعله دل غرقه به اشگی

یارب توچه آتش که بشویند به آبت

4

ای کاخ همایون که در اقلیم عقابی

یارب نفتد ولوله وای غرابت

5

در پیچ و خم و تابم از آن زلف خدا را

ای زلف که داد اینهمه پیچ و خم و تابت

6

عکسی به خلایق فکن ای نقش حقایق

تا چند بخوانیم به اوراق کتابت

7

ای پیر خرابات چه افتاده که دیریست

در کنج خرابات نبینند خرابت

8

دیدی که چه غافل گذرد قافله عمر

بگذاشت به شب خوابت و بگذشت شبابت

9

آهسته که اشگی به وداعت بفشانیم

ای عمر که سیلت ببرد چیست شتابت

10

ای مطرب عشاق که در کون و مکان نیست

شوری بجز از غلغله چنگ و ربابت

11

در دیر و حرم زخمه سنتور عبادت

حاجی به حجازت زد و راهب به رهابت

12

ای آه پر افشان به سوی عرش الهی

خواهم که به گردی نرسد تیر شهابت

13

شهریست بهم یار و من یک تنه تنها

ای دل به تو باکی نه که پاکست حسابت

متن شعر کپی شد.