کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۱۹ - دیدار آشنا

1

ماهم که هاله ای به رخ از دود آهش است

دائم گرفته چون دل من روی ماهش است

2

دیگر نگاه وصف بهاری نمی کند

شرح خزان دل به زبان نگاهش است

3

دیدم نهان فرشته شرم و عفاف او

آورده سر به گوش من و عذرخواهش است

4

بگریخته است از لب لعلش شکفتگی

دائم گرفتگی است که بر روی ماهش است

5

افتد گذار او به من از دور و گاهگاه

خواب خوشم همین گذر گاه گاهش است

6

هر چند اشتباه از او نیست لیکن او

با من هنوز هم خجل از اشتباهش است

7

اکنون گلی است زرد ولی از وفا هنوز

هر سرخ گل که در چمن آید گیاهش است

8

این برگهای زرد چمن نامه های اوست

وین بادهای سرد خزان پیک راهش است

9

در گوشه های غم که کند خلوتی به دل

یاد من و ترانه من تکیه گاهش است

10

من دلبخواه خویش نجستم ولی خدا

با هر کس آن دهد که به جان دلبخواهش است

11

در شهر ما گناه بود عشق و شهریار

زندانی ابد به سزای گناهش است

متن شعر کپی شد.