کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱ - چشم مست

1

برداشت پرده شمعم و پروانه پرگرفت

بازار شوق پردگیان باز درگرفت

2

شمع طرب شکفت در آغوش اشک و آه

ابری به هم برآمد و ماهی به برگرفت

3

زین خوشترت کجا خبری در زند که دوست

سر بی خبر به ما زد و از ما خبر گرفت

4

بار غمی که شانه تهی کرد از او فلک

این زلف و شانه خواهدم از دوش برگرفت

5

یک تار موی او به دو عالم نمیدهند

با عشقش این معامله گفتیم و سرگرفت

6

چشمک زند ستاره صفت با نسیم صبح

شمع دلی که دامن آه سحر گرفت

7

چون شعر خواجه تازه و تر بود شهریار

شعر توهم که درس خود از چشم تر گرفت

متن شعر کپی شد.