کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰ - شتاب شباب

1

شباب عمر عجب با شتاب می گذرد

بدین شتاب خدایا شباب می گذرد

2

شباب و شاهد و گل مغتنم بود ساقی

شتاب کن که جهان با شتاب می گذرد

3

به چشم خود گذر عمر خویش می بینم

نشسته ام لب جوئی و آب می گذرد

4

به روی ماه نیاری حدیث زلف سیاه

که ابر از جلو آفتاب می گذرد

5

خراب گردش آن چشم جاودان مستم

که دور جام جهان خراب می گذرد

6

به آب و تاب جوانی چگونه غره شدی

که خود جوانی و این آب و تاب می گذرد

7

به زیر سنگ لحد استخوان پیکر ما

چو گندمی است که از آسیاب می گذرد

8

کمان چرخ فلک شهریار در کف کیست

که روزگار چو تیر شهاب می گذرد

متن شعر کپی شد.