کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۷ - جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را...

1

جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را

ای سرو روان بنما آن قامت بالا را

2

خرم کن و روشن کن این مفرش خاکی را

خورشید دگر بنما این گنبد خضرا را

3

رهبر کن جان ها را پرزر کن کان ها را

در جوش و خروش آور از زلزله دریا را

4

خورشید پناه آرد در سایه اقبالت

آری چه توان کردن آن سایه عنقا را

5

مغزی که بد اندیشد آن نقص بسست ای جان

سودای بپوسیده پوسیده سودا را

6

هم رحمت رحمانی هم مرهم و درمانی

درده تو طبیبانه آن دافع صفرا را

7

تو بلبل گلزاری تو ساقی ابراری

تو سرده اسراری هم بی سر و بی پا را

8

یا رب که چه داری تو کز لطف بهاری تو

در کار درآری تو سنگ و که خارا را

9

افروخته نوری انگیخته شوری

ننشاند صد طوفان آن فتنه و غوغا را

متن شعر کپی شد.