کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸ - یادی از ایرج

1

خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمد

خواب دیدم که خیال تو به مهمان آمد

2

گوئی از نقد شبابم به شب قدر و برات

گنجی از نو به سراغ دل ویران آمد

3

ماه درویش نواز از پس قرنی بازم

مردمی کرد و بر این روزن زندان آمد

4

دل همه کوکبه سازی و شب افروزی شد

تا به چشمم همه آفاق چراغان آمد

5

وعده وصل ابد دادی و دندان به جگر

پا فشردم همه تا عمر به پایان آمد

6

ایرجا یاد تو شادان که از این بیت تو هم

چه بسا درد که نزدیک به درمان آمد

7

یاد ایام جوانی جگرم خون میکرد

خوب شد پیر شدم کم کم و نسیان آمد

8

شهریارا دل عشاق به یک سلسله اند

عشق از این سلسله خود سلسله جنبان آمد

متن شعر کپی شد.