کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۶ - زندان زندگی

1

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم

روزی سراغ وقت من آئی که نیستم

2

در آستان مرگ که زندان زندگیست

تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم

3

پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل

یک روز خنده کردم و عمری گریستم

4

طی شد دو بیست سالم و انگار کن دویست

چون بخت و کام نیست چه سود از دویستم

5

گوهرشناس نیست در این شهر شهریار

من در صف خزف چه بگویم که چیستم

متن شعر کپی شد.