غزل · شهریار
غزل شماره ۹۲ - حرم قدس
1
روی در کعبه این کاخ کبود آمده ایم
چون کواکب به طواف و به درود آمده ایم
2
در پناه علم سبز تو با چهره زرد
به تظلم ز بر چرخ کبود آمده ایم
3
تا که مشکین شود آفاق به انفاس نسیم
سینه ها مجمره عنبر و عود آمده ایم
4
پای این کاخ دل افروز همایون درگاه
چون فلک با سر تعظیم و سجود آمده ایم
5
پای بند سر زلفیم و پی دانه خال
چون کبوتر ز در و بام فرود آمده ایم
6
شاهدی نیست در آفاق به یک روئی ما
که به دل آینه غیب و شهود آمده ایم
7
بلبلانیم پر افشانده به گلزار جمال
وز بهار خط سبزت به سرود آمده ایم
8
سرمه عشق تو دیدیم و ز زهدان عدم
کورکورانه به دنیای وجود آمده ایم
9
شهریارا به طرب باش که از دولت عشق
فارغ از وسوسه بود و نبود آمده ایم