غزل · شهریار
غزل شماره ۹۶ - وحشی شکار
1
تا کی در انتظار گذاری به زاریم
باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم
2
دیشب به یاد زلف تو در پرده های ساز
جان سوز بود شرح سیه روزگاریم
3
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود
دیشب که ساز داشت سرسازگاریم
4
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد
چشمی نماند شاهد شب زنده داریم
5
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست
ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم
6
شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز
تا زنده ام بس است همین شرمساریم