غزل · شهریار
غزل شماره ۱۱۲ - گله خاموش
1
کس نیست در این گوشه فراموشتر از من
وز گوشه نشینان توخاموشتر از من
2
هر کس به خیالیست هم آغوش و کسی نیست
ای گل به خیال تو هم آغوشتر از من
3
می نوشد از آن لعل شفقگون همه آفاق
اما که در این میکده غم نوشتر از من
4
افتاده جهانی همه مدهوش تو لیکن
افتاده تر از من نه و مدهوشتر از من
5
بی ماه رخ تو شب من هست سیه پوش
اما شب من هم نه سیه پوشتر از من
6
گفتی تو نه گوشی که سخن گویمت از عشق
ای نادره گفتار کجا گوشتر از من
7
بیژن تر از آنم که بچاهم کنی ای ترک
خونم بفشان کیست سیاوشتر از من
8
با لعل تو گفتم که علاجم لب نوش است
بشکفت که یارب چه لبی نوشتر از من
9
آخر چه گلابی است به از اشک من ای گل
دیگی نه در این بادیه پرجوشتر از من